|
الویس پریسلی پدیدهای جهانی است،
همانطور که موسیقی «راک اند رول» پدیدهای جهانی شده است. او که به
سلطان بیچونوچرای راک اند رول شهرت دارد، اگر زنده میبود، روز ۸
ژانویه ۲۰۱۰، هفتادو پنجمین سالگرد تولدش را جشن میگرفت.
خوانندهی راک
اند رول فقط یک مجری موسیقی پاپ نیست بلکه کسی است که بر روی صحنه
با اجرای پرتحرک موسیقی و حرکات پرشور بدنش، با پیچ و تاب و رقص
طبیعی وجودش، جوانها را از خود بی خود میکند.
حرکات پرشور
بدن و جاذبهی جنسی یا سکسی دو عنصر اصلی اجرای راک اند رول هستند.
به همین خاطر راک اند رول هنوز که هنوز است تا اندازهای "خطرناک"
تلقی میشود. در فرهنگهای خشکه مقدس که همه باید مبادی آداب و
تابع اخلاقیات بزرگترها باشند و جانماز آب بکشند، آدمی مانند
الویس، موجودی خطرناک است.
الویس در زمان
خودش، پیش از آنکه به شهرت و محبوبیت برسد، از جانب جریان اصلی
رسانهها و اخلاقیات مذهبی حاکم، به طرز خشنی مورد حمله قرار
میگرفت چون کارهای به ظاهر "جلف" و "قبیح" میکرد، همان اعمالی
که "فقط از سیاهپوستان بیتمدن و بدوی و معتاد به سکس و رقاصی" سر
میزد.
ترس
پدر و مادرها
وقتی که الویس
برای بار اول در یک شوی تلویزیونی با میلیونها بیننده ظاهر شد،
شوی پرطرفدار و پربینندهی "اد سالیوان" در سال ۱۹۵۶، و شروع کرد
به تکان دادن شانهها و باسن خود، با آن حرکات عجیب پاها، همهی
پدر و مادرها تنشان از ترس شروع به لرزیدن کرد.
در یک شوی دیگر، از
ترس اعتراض مردم، جای دوربین را طوری تنظیم کرده بودند که الویس را
فقط از کمر به بالا نشان دهد.
طی ده پانزده
سال پس از جنگ جهانی دوم که محافظهکاری سیاسی و فرهنگی بر آمریکا
سیطره داشت و جدایی نژادی در ایالتهای جنوبی امری عادی بود،
روزنامهنویسها الویس را مظهر ابتذال و بی استعدادی و "مقلد
رفتارِ پست سیاهان" میدانستند. در برنامههای آموزشی، روانشناس و
روانکاو میآوردند که از لحاظ علمی ثابت کنند آدمی مثل الویس بیمار
و غیرعادی است!
و البته راک
اندرول ریشه در موسیقی سیاهان و ریتم آفریقائی آن داشت. تصور کنید
یک شهرک کوچک را در یک ایالت جنوبی آمریکا، شهرکی که در تقاطع
جادهها، مزارع کشاورزی، و مراتع گاوداری درست شده، با یک خیابان
اصلی و چند خواربارفروشی و یک پمپ بنزین و بعد دریک طرف کلیسا است
که در آن موسیقی «گاسپل» اجرا میشود، با خوانندهای خوشلباس و
صدای رسا و شور و پایکوبی مناسکی از خود بیخود کننده، و طرف دیگر
خیابان، یک "سالن" یا مشروبفروشی، یا یک "بار" که به آن "هانکی
تانک بار" میگفتند و در آن نوع دیگری از موسیقی، موسیقی غیرمذهبی،
اجرا میشد که نام آن "راکِبیلی"
(rockabilly) بود.
آمیزش موسیقی
سیاهپوستان و سفیدپوستان
"راکبیلی"
نوعی از موسیقی "کانتری" بود که بیشتر اوقات،
سفیدپوستهای جنوبی، با همان لهجه غلیظ جنوب آمریکا، میخواندند.
این موسیقی همراه بود با بازیگوشی با صدا، جیغهای کوچک ته حلق مثل
بیرون پریدن سکسکه و بالاپایین بردن سریع صدا. استودیوهای ضبط و
تولید صفحه در شهرهای بزرگتر جنوب بودند؛ در شهرهایی چون ممفیس،
آستین، نَشـویل و سین سیناتی.
الویس، به همراه
کسان دیگری مثل جری لی لوئیس، کارل پرکینز، و روی اوربیسون، از
نخسیتین سفیدپوستانی بود که موسیقی سیاهان را (ریتم اند بلوز،
گاسپل، و غیره) با موسیقی سفیدها آمیخت و در یک فضای اجتماعی
محافظهکار و نژادگرا، این موسیقی را از مکانهای کوچک و بسته، به
پهنه ملی و جهانی برد.

از این لحاظ
در دهه ۱۹۵۰ و اوائل ۱۹۶۰ میلادی، پیش از جنبش حقوق مدنی سیاهان،
موسیقی الویس تابوشکن و انقلابی بود؛ جوانان را برمیانگیخت که از
مرزبندیهای نژادی و جنسیتی عبور کنند. تا اینکه در دهههای بعد،
فرهنگ آمریکا متحول شد و بسیاری از آزادیهای فرهنگی را پذیرفت.
در هر جامعهای،
جوانان خردهفرهنگهای خاص خودشان را دارند. آنان معمولاً از
دورویی و تقلب و ریا دل خوشی ندارند. راک اند رول، بیغلوغش و بی
تظاهر است و به همان صورت هم بروز میکند. حقیقت راک اند رول به
طور طبیعی از بدن تراوش میکند و بدون پردهپوشی با محبت و عشق
پیوند میخورد.
الویس در
دورهای بزرگ شد که هنوز خطر کسادی اقتصادی آمریکا را تهدید میکرد
و همه مردم، از جمله اقشار محروم و طبقات کارگر، اعم از سفیدپوست و
سیاهپوست، با اخلاقیات مذهبی و روحیهی محافظهکارانه فرزندان خود
را بار میآوردند.
فرهنگ جنوب، فرهنگی
مردسالار، نژادگرا، و مذهبی بود. الویس، سالها پیش از آنکه جنبش
ادغام سیاه و سفید و جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان پیروز شود، توانست
از مرزهای نژادی عبور کند و بخش مهمی از فرهنگ سیاهان را با
موسیقیاش جهانی سازد.
پس از او بود که
گروهها و خوانندگانی چون بیتلها، رولینگ ستونز، تام جونز، التون
جان، و صدها گروه و خواننده و آهنگساز دیگر به ریشههای غنی راک
اند رول در موسیقی سیاهان، در جاز، بلوز، ریتم اند بلوز، و گاسپل
رجوع کردند و آن را گسترش دادند
|